در دنیای مدرن امروز، اینترنت نه تنها یک ابزار سرگرمی، بلکه شریان حیاتی اقتصاد، آموزش و ارتباطات روزمره است. با این حال، تجربه کاربران ایرانی از اینترنت در هفتهها و ماههای اخیر، تجربهای بسیار متفاوت و نگرانکننده بوده است. کارشناسان شبکه معتقدند آنچه امروز به عنوان اینترنت در اختیار کاربران قرار گرفته، دیگر اینترنت واقعی نیست، بلکه تنها «یک جرعه از شبکهای پر اختلال به دنیای آزاد» است. در این مقاله از بلاگ نوبرکلاد، به بررسی تخصصی و در عین حال قابلفهمِ ابعاد مختلف اختلالات اخیر شبکه، اهداف پنهان پشت این محدودیتها و عواقب آن بر زیرساختهای فناوری میپردازد.
۱. اینترنت فعلی و تفاوت آن با گذشته
در سالهای گذشته، کاربران ایرانی قطعیهای متفاوتی را تجربه کردهاند؛ از قطع کامل اینترنت در آبان ۹۸ گرفته تا قطع کردن مسیر دیتاسنترها و اعمال فایروالهای سختگیرانه. اما اختلالات اخیر ماهیتی کاملاً متفاوت دارد. در گذشته قطع کردن اینترنت مانند فشردن یک دکمه بود، اما امروز با دستکاریهای عمیق و پیچیدهای مواجه هستیم.
متخصصان شبکه تأکید میکنند که وضعیت فعلی را نباید به پای «وصل بودن اینترنت» گذاشت. در واقع، بخشهای بسیار مهمی از اینترنت در حال حاضر در دسترس نیستند و دستکاریهای عمیقی در لایههای مختلف شبکه در حال انجام است که با تجربیات سالهای گذشته کاملاً تفاوت دارد.
۲. اختلال در تمام لایهها: از DNS تا مسیریابی ترافیک
برای درک بهتر اتفاقاتی که در حال رخ دادن است، باید به لایههای زیرین شبکه نگاه کرد. برخلاف گذشته که شاید تنها یک سایت مسدود میشد، امروز اختلالات در اساسیترین پروتکلهای شبکه اعمال میشود:
- دستکاری مسیرها (Routing): یکی از عجیبترین اتفاقات اخیر، تغییر مسیر ترافیک مربوط به «کلودفلر» (Cloudflare) است. کلودفلر زیرساختی است که درصد بسیار بالایی از سایتهای جهان از آن استفاده میکنند. گزارشها نشان میدهد کل ترافیک به مقصد کلودفلر در ایران، در حال عبور از یک مسیر غیراستاندارد و عجیب است که پیشتر تنها برای دور زدن تحریمهای «چتجیپیتی» (ChatGPT) استفاده میشد. این کار باعث ایجاد اختلال گستردهای شده که کاربران عادی نیز آن را حس میکنند.
- دستکاری DNS: روشهای مبتنی بر DNS یکی از قدیمیترین شیوههای فیلترینگ است، اما امروز زیرساخت DNS کشور به شدت در حال دستکاری است. حتی راهکارهایی مانند DNS Tunneling که برای دور زدن محدودیتها استفاده میشد، اکنون با اختلالات جدی مواجه شدهاند.
به گفته کارشناسان، لایهای نمانده است که در آن دستکاری و اختلالی ایجاد نشده باشد و همین پیچیدگی بالا، وضعیت فعلی را بسیار خطرناکتر از یک قطعی ساده میکند.
۳. میکرومنیجمنت و گروهبندی کاربران؛ ترسناکترین سناریوی شبکه
یکی از نگرانکنندهترین تستهایی که در دوران اختلالات اخیر با موفقیت انجام شد، موضوع «گروهبندی کاربران» یا اعمال سیاستهای متفاوت (Group Policy) برای افراد مختلف است.
در این سیستم، دیگر با مفهومی به نام «اینترنت عمومی» مواجه نیستیم. آزمایشهای متعدد نشان داده است که اگر دو گوشی موبایل کاملاً یکسان، با سیمکارتهای یک اپراتور و تنظیمات فیلترشکن کاملاً مشابه را در کنار یکدیگر قرار دهید، ممکن است یک سرویس (مانند ChatGPT) برای یکی باز شود و برای دیگری کاملاً مسدود باشد. این نشان میدهد که سیستم فیلترینگ در حال تقسیمبندی کاربران به گروههای کوچک (مثلاً گروههای هزارتایی) و اعمال سطوح دسترسی متفاوت برای هر گروه است. این مسئله خطر ایجاد یک سیستم مبتنی بر «شهروند خوب و بد» و سطحبندی اینترنت (مثلاً از سطح ۱ تا ۸) را به شدت افزایش میدهد که به معنای سلب حق دسترسی برابر به اطلاعات برای عموم جامعه است.
۴. سراب «اینترنت ملی» بدون اتصال به جهان
یکی از استدلالهای مدافعان محدودیتها، تکیه بر «شبکه ملی اطلاعات» است. اما واقعیت فنی این است که اینترنت مجموعهای از شبکههای به هم تنیده است و نمیتوان بخشی از این «کیک» را برید و بقیه آن را دور انداخت.
بسیاری از سرویسهای بومی و دانشبنیان برای فعالیت خود به اینترنت جهانی وابستهاند. به عنوان مثال، تمامی سایتها برای برقراری ارتباط امن (HTTPS) نیازمند گواهینامههای SSL/TLS هستند که تمدید آنها تنها از طریق اتصال به اینترنت جهانی ممکن است. در زمان قطعیها، حتی موتور جستجوی بومی «ذرهبین» نیز به دلیل خطای SSL از کار افتاد و قادر به نمایش نتایج نبود، زیرا دیتابیس آن بهروز نمیشد و وابسته به APIها و میرورهای خارجی بو. بنابراین، ایده کارکرد بینقص شبکه ملی بدون حضور اینترنت جهانی، از نظر فنی غیرممکن است.
۶. هدف نهایی
بررسی این تستها و قطعیهای مقطعی نشان میدهد که هدف طراحان این محدودیتها، ایجاد یک «لاشه خالی از اینترنت» است. شبکهای که شاخ و برگ و پروتکلهای آن به قدری قطع شده که تنها یک «آبباریکه» از آن باقی مانده و همان به اسم اینترنت به مردم فروخته میشود. این مسیر در نهایت به ایده وحشتناک وایتلیستینگ (Whitelisting) یا لیست سفید ختم میشود که در آن هیچچیز باز نیست مگر آنکه پیشتر تأیید شده باشد.
با این حال، خطرناکترین اتفاق ممکن فراتر از بحثهای نرمافزاری است؛ زمانی که حاکمیت ترسی از ضررهای میلیاردی (مانند ضرر روزانه ۳۷ میلیون دلاری قطعی اینترنت) نداشته باشد، این امکان وجود دارد که ارتباطات را به صورت فیزیکی قطع کند. کارشناسان گزارش دادهاند که در روزهای بحرانی، حتی برق برخی دیتاسنترها در مرکز ایران به طور کامل قطع شد که نشاندهنده آمادگی برای خاموشیهای مطلق است.
نتیجهگیری
تلاش برای کنترل صددرصدی شبکهای که ذاتاً بر مبنای توزیع اطلاعات و اتصال آزاد بنا شده، با ماهیت تکنولوژی در تناقض است. اینترنت امروز به قدری در تمام لایههای زندگی و ژنتیک نسل جدید (مانند نسل آلفا) نفوذ کرده که نمیتوان به سادگی به آنها گفت «اینترنت نداشته باشید».
فشارهای بیسابقه و جنونآمیز بر ساختار شبکه، نه تنها باعث روی آوردن مردم به پلتفرمهای داخلی نشد، بلکه در نهایت کاربران را به سمت استفاده از راههای ارتباطی خارج از کنترل دولت (مانند اینترنتهای ماهوارهای استارلینک) سوق خواهد داد.


دیدگاهها (0)